نا گفته های باران
دخترم این روزها درس میگیرم در محضرت

دیروز خسته از شب بیداری ها و نخوابیدنهای هومان که چند روزه خوابش تو روز هم کم شده گفتم من دیگه خسته شدم اگه گریه بکنه ورش نمیدارم شما گریه ت گرفت و گفتی آدمه گناه داره با من هر طوری رفتار بکنی چیزی نمیگم ولی اون گناه داره دقیقا بقیه جملهات یادم نمیاد ولی طوری گفتی که منو و آنا هم گریمون گرفت
دخترم هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر زود بزرگ بشی این روزها خیلی چیزها از نگاهت یاد میگیرم
اینم عکس داداشت که انقدر عاشقشی
افتخارم مادر شما بودنه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



نا گفته های باران 
