باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

نا گفته های باران

1393/1/9 13:34
نویسنده : میم
400 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم این روزها درس میگیرم در محضرت

 

دیروز خسته از شب بیداری ها و نخوابیدنهای هومان که چند روزه خوابش تو روز هم کم شده گفتم من دیگه خسته شدم اگه گریه بکنه ورش نمیدارم شما گریه ت گرفت و گفتی آدمه گناه داره با من هر طوری رفتار بکنی چیزی نمیگم ولی اون گناه داره دقیقا بقیه جملهات یادم نمیاد ولی طوری گفتی که منو و آنا هم گریمون گرفت 

دخترم هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر زود بزرگ بشی این روزها خیلی چیزها از نگاهت یاد میگیرم

اینم عکس داداشت که انقدر عاشقشی 

 

 افتخارم مادر شما بودنه

پسندها (1)

نظرات (6)

سوده
10 فروردین 93 5:39
الهی بگردم چقدر نازه هومان باران هم خیلی بامزه شده مانلی جون چند بار اومدم چک کردم به امید اینکه عکس های بیشتری از نی نی ببینم اما فقط یه دونه؟آخه این انصافه؟
سوده
10 فروردین 93 5:40
خصوصی
شادی
16 فروردین 93 17:23
الهییییییییییییییییییییییییی. عزیزم چه دختر مهربونی. خدا رو شکر که باران هست و کمک احوالته. ماشالا به این دختر فهمیده. در ضمن چقدر عالی شده با نقاشی روی صورتش
مامان بهداد
18 فروردین 93 9:05
ای جانم. الهی الهی که اینقدر دختر فهمیده و مهربونی هستی. خوش به حال هومان کوشولو.
نوشين مامان آريا
26 فروردین 93 14:41
عزيز مهربونم
آویسا
11 اردیبهشت 93 14:52
عزیزم چه مهربون.من با اجازه لینکتون کردم